دكتر عقيقى بخشايشي
152
چهارده نور پاك ( فارسي )
و احساسهاى مطلق ، كارى ساده نيست ، چرا كه اينجا ، سخن از شخصيت بى همتايى در ميان است كه در آستانه اش ، دوستان به محبت و دشمنان و مخالفان به حيرت ايستاده اند ، مردى كه جهان علم و فضيلت ، در برابر شخصيت ملكوتيش ، به تعظيم و تكريم برخاسته ، فروغى در بالاى برجهاى ديدهبانى ، كه همه زواياى پهنهء حيات قداست ها ، زيبائى ها و احساسهاى مطلق ، كارى ساده نيست ، چرا زمانهاى آينده را به گردش در مى آورد ، شخصيتى كه عهده دار ابديت تعالى و الهى ، و مراقب جدى ارزشها و معيارهاى اصيل اسلام ، و نشان دهندهء متن رسالت انسانى پيامبران الهى است . مربى نمونه اگر كسى ، در انديشه تربيت نفس و تنظيم اخلاق و جوياى راه سلوك حقيقت تقوايى باشد ، بايد در مكتب عرفان و تربيت او وارد شود ، تا او را ، با آن همه قدرت با آن حكومت گسترده ، با كفش وصله دار و جامهء كرباسين و نان جوين ، و در همنشينى و انس با فقير و مسكين ببيند ، و نيمه شب او را در نظر آورد كه چگونه هنگامى كه همه خلايق در خوابند ، تنها چشمان ستارگان و چشمان اوست كه بيدار است و در ميان نخلستان يا در محرباب مسجد كوفه ، دستش را به سوى آسمان برداشته است و بدنش مىلرزد و اشكش مى ريزد و از روز واپسين مسئوليت سنگين الهى ، نگران است . هنوز صداى ملكوتى او از شهر كوفه طنين انداز است كه مى گفت : " به خدا قسم همين كفش وصله دار ، نزد من از زمامدارى بر تودهء شما عزيزتر است . مگر اينكه در پست زمامدارى حقى را برپا سازم يا امر باطلى را از بين ببرم " . بدينسان است كه على ( عليه السلام ) به گفتهء " ميخائيل نعيمه " نويسنده معاصر لبنانى ، كه در مقدمه كتاب " الامام على " تأليف نويسنده و محقق و مورخ مسيحى لبنان " جرج جرداق " نوشته است : " . . . على ( عليه السلام ) ، تنها در ميدان جنگ قهرمان نبود ، در همه جا قهرمان بود ، در صفاى دل ، پاكى وجدان ، سحر بيان ، عمق و كمال انسانيت ، شور و حرارت ايمان ، بلندى همت